مجلس هشتم: مرتبۀ نون و قلم و لوح

فهرست مطلب

تنزّل وحی از نون وقلم و لوح بر انبیا علیهم السلام

مشاهده دوره جامع تفسیر قرآن

بر اساس برخی روایات، وحی الهی از مرتبۀ نون، و قلم، و لوح محفوظ عبور نموده و بر انبیا علیهم السلام تنزّل می یابد.

پیش از آن که وارد تبیین این مطلب شویم، باید به آیات و روایات وارده، توجه نماییم:

امّا آیات:

آیه اول:

«الذی علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم»[1]

«آن كسى كه با قلم، (به انسان) دانش آموخت؛ و تعلیم فرمود به انسان، آن چيزى را كه نمی دانست.»

مراد از علّم بالقلم، به نظر برخی مفسّران، قلم اعلی است، که در روایت به وجود مقدّس امیرمؤمنان علیه السلام تفسیر شده است، چنانکه در روایت عمّار از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «يا عمّار باسمي تكوّنت الكائنات و الأشياء، و باسمي دعا سائر الأنبياء، و أنا اللوح، و أنا القلم‏، …»[2]  

و گاه در لسان اهل حدیث و اهل الله بر روح اعظم که در روایت بصائر الدرجات برتر از جبرئیل علیه السلام دانسته شده، تطبیق گردیده است.

و انسان در خصوص این آیه نیز، به امیرمؤمنان علیه السلام تفسیر شده است، چنانکه علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش چنین روایت نموده:عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «نزل جبرئيل على محمد (صلى الله عليه و آله)، فقال: يا محمد، اقرأ، قال: و ما أقرأ؟ قال: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ»، يعني خلق نورك الأقدم قبل الأشياء «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»، يعني خلقك من نطفة، و شق منك علياً (علیه السلام)، «اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» يعني علّم علي بن أبي طالب «عَلَّمَ الْإِنْسانَ» علّم علياً (علیه السلام) من الكتابة لك «ما لَمْ يَعْلَمْ» قبل ذلك.

و با توضیحی که قبلاً داده شد، معلوم گردید که تعلیم علم کتابت بر امیرمؤمنان علیه السلام، به واسطۀ «قلم» بوده که خود چیزی جز نفس علیای علوی علیه السلام نیست، بنابر این مراد از تعلیم در این آیه تنزّل علم از حقیقت علیای علویه در عالم جبروت، بر قالب جسمانی آن حضرت (علیه السلام) در عالم طبیعت می‌باشد.

[1]. (علق/4و5)

[2].مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، ص253.



به اين مطلب امتياز دهيد

اين مطلب را به اشتراك بگذارید

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter

یک پاسخ

  1. سپاسگزارم که منبع مورد اشاره را به اشتراک گذاشتید. این اطلاعات به من کمک می‌کند تا پاسخ دقیق‌تری ارائه دهم.
    همانطور که قبلاً اشاره کردم، جمله‌ی «یَا عَمّارُ! بِاِسمی تَکَوَّنَتِ الْکائِناتُ وَ الْأَشیاءُ» در منابع معتبر و شناخته‌شده‌ی شیعه یافت نمی‌شود. منبعی که شما به آن اشاره کردید، یعنی کتاب «مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علیه السلام»، از نظر بسیاری از علمای برجسته‌ی شیعه، یک منبع معتبر حدیثی محسوب نمی‌شود.
    برای روشن شدن این موضوع، توضیحاتی در مورد این کتاب و مؤلف آن ارائه می‌دهم:
    * نویسنده: مؤلف این کتاب، حافظ رجب بُرسی (متوفی حدود ۸۱۳ یا ۸۱۵ ه.ق)، فقیه، محدث، عارف و شاعر قرن هشتم و نهم هجری است.
    * دیدگاه علما در مورد کتاب: با وجود اینکه برخی از عارفان و فیلسوفان، محتوای کلی کتاب را با مبانی عرفانی سازگار می‌دانند، اما بسیاری از علمای بزرگ حدیث و فقه شیعه، مانند علامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی، به محتوای آن نقد داشته و نسبت به روایات منفرد این کتاب که در منابع دیگر نیامده، احتیاط کرده‌اند.
    * دلیل احتیاط: دلیل احتیاط و عدم اعتماد به احادیث خاص این کتاب، وجود روایاتی است که برخی علما آن‌ها را در چارچوب «غلوّ» یا «زیاده‌روی در بیان مقام ائمه» تفسیر کرده‌اند، هرچند برخی دیگر این مضامین را در چارچوب عرفان و حکمت نظری صحیح می‌دانند. علامه مجلسی به صراحت می‌گوید که به روایات منفرد بُرسی اعتماد نمی‌کند و تنها آن‌هایی را که با اخبارِ منابع معتبر همخوانی دارند، نقل کرده است.
    بنابراین، با توجه به اینکه این روایت تنها در چنین منبعی ذکر شده و فاقد سندِ معتبرِ حدیثی است، نمی‌توان آن را به صورت قطعی به عنوان کلام امام علی (ع) پذیرفت. به همین دلیل، توصیه‌ی علمای حدیث این است که در نقل چنین مطالبی احتیاط شود و برای استناد به کلام معصومین (ع)، به منابعی که مورد تأیید عموم فقها و محدثین هستند، مانند کتب اربعه، نهج‌البلاغه و… مراجعه شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از شما متشكریم

عضويت شما در سايت با موفقيت انجام شد

5/5

ايميل ها بزودی برای شما ارسال می شوند